{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…

باران و چتر و شال و شنل بود و ما دو تا…
جوی و دو جفت چکمه و گِل بود و ما دو تا…
وقتی نگاه من به تو افتاد، سرنوشت
…تصدیق گفته‌های «هِگِل» بود و ما دو تا

روز قرارِ اوّل و میز و سکوت و چای
سنگینی هوای هتل بود و ما دو تا

افتاد روی میز ورق‌های سرنوشت
فنجان و فال و بی‌بی و دِل بود و ما دو تا

کم‌کم زمانه داشت به هم می‌رساندمان
…در کوچه ساز و تمبک و کِل بود و ما دو تا
تا آفتاب زد همه جا تار شد برام
دنیا چه‌قدر سرد و کسل بود و ما دو تا،

از خواب می‌پریم که این ماجرا فقط
یک آرزوی مانده به دِل بود و ما دو تا
دیدگاه ها (۲)

هیـــچ میـــدانی ؟؟که تــــــــــــو . . .تنـــــــــــها عش...

من آمده ام بدرقه ات "کاش بمانی"این زمزمه ام بود ولی زیر زبان...

به یادت و برایت نوشتـن زیباست .....بخـوان و دم مزن ... ...

بی تفاوت می نشینیم از سر اجبار ها مثل از نو دیدن صدباره ی "ا...

𝓂𝓎 𝒷𝒾ℊ 𝒷ℴ𝓎𝔓𝔞𝔯𝔱²¹/فصل دومبـا قـلـم مـــآهــــلــیـــن﴿توجه:هی...

نویسنده آوین | 그녀는 내 거야پارت²⁸ | اون مال منهدستِ جونکوک رویِ ...

「#NEWTON'S LAW 」قـٰانـونِ نیوتـون𝗣𝗔𝗥𝗧 : ۳۰✦....................

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط