تو همان چیزی که می توانی باشی هستی.
تو همان چیزی که می توانی باشی هستی.
هدفی در کار نیست,
ما به هیچ کجا نمی رویم
و در همین جا زندگی را جشن
می گیریم.
هستی سفر نیست,
جشن و سرور است,
به زندگی به چشم جشن و شادمانی و خوشی نگاه کن.
زندگی را به صورت درد و رنج و انجام وظیفه و کار در نیاور,
بگذار زندگی یک بازی باشد. مقصود من از مذهبی شدن همین است.
بدون گناه,
بدون منیت,
بدون هیچ مقصد و.مقصود.
فقط در اﻳﻨﺠﺎ و در حال بودن,
با درختان و پرندگان و رودخانه ها و کوه ها بودن.
این را بدان, تو در زندان نیستی,
در خانه خدایی,
در معبد خداوندی,
پس آن را زندان ندان,
چراکه زندگی زندان نیست......
هدفی در کار نیست,
ما به هیچ کجا نمی رویم
و در همین جا زندگی را جشن
می گیریم.
هستی سفر نیست,
جشن و سرور است,
به زندگی به چشم جشن و شادمانی و خوشی نگاه کن.
زندگی را به صورت درد و رنج و انجام وظیفه و کار در نیاور,
بگذار زندگی یک بازی باشد. مقصود من از مذهبی شدن همین است.
بدون گناه,
بدون منیت,
بدون هیچ مقصد و.مقصود.
فقط در اﻳﻨﺠﺎ و در حال بودن,
با درختان و پرندگان و رودخانه ها و کوه ها بودن.
این را بدان, تو در زندان نیستی,
در خانه خدایی,
در معبد خداوندی,
پس آن را زندان ندان,
چراکه زندگی زندان نیست......
- ۸۳۰
- ۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط