ددی جئون
ددی جئون
ویو ات
ات: از خواب بلند شدم دیدم هنوز بغل جونگکوک بودم بلند شدم برم دستشویی که جونگکوک محکم تر گرفتم گفت:
جونگکوک: یکم بیشتر بمون بغلم. ...
ات: میخوام برم دستشویی
جونگکوک: باهم بریم«لبخند ملیح»
ات: هوففففففف مسخره بالاخره با کلی بحث ولم کرد و رفتم دستشویی بعدش برگشتم توی اتاق که گوشیم رو بردارم دیدم جونگکوک روی تخت نیست بی توجه بهش گوشیمو برداشتم دیدم ی پیام ناشناس برام اومده فقط نوشته مواظب خودت باش.... داخل فکر بودم که دستی دورم حلقه شد... جونگکوک بود
جونگکوک: کی بود بیبی؟
ات: هیچ کس... سرما خوردگیت خوب شد
جونگکوک: به لطف شما بله
ات: من که کاری نکردم
جونگکوک: همون بغلت باعث شد حالم خوب بشه
ات: خوشحالم بهتر شدی..... صورتش رو برد توی گر دنم وبوسه ی عمیقی روی گردنم کاشت
جونگکوک: به حرف دیشبم فکر کردی؟
ات: وای نه الان چی بگم؟ خودمو بزنم به نهفهمی ؟ کدوم حرف؟
جونگکوک: میدونستم داره علکی خودش رو میزنه به اونور برای همین خیلی رک، گفتم: میخوام برای من بیشی و باهم باشیم قبول میکنی
ات: ٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠
جونگکوک: مجبور نیستی الان جواب بدی تاشب بهت وقت میدم........
ویو ات
ات: از خواب بلند شدم دیدم هنوز بغل جونگکوک بودم بلند شدم برم دستشویی که جونگکوک محکم تر گرفتم گفت:
جونگکوک: یکم بیشتر بمون بغلم. ...
ات: میخوام برم دستشویی
جونگکوک: باهم بریم«لبخند ملیح»
ات: هوففففففف مسخره بالاخره با کلی بحث ولم کرد و رفتم دستشویی بعدش برگشتم توی اتاق که گوشیم رو بردارم دیدم جونگکوک روی تخت نیست بی توجه بهش گوشیمو برداشتم دیدم ی پیام ناشناس برام اومده فقط نوشته مواظب خودت باش.... داخل فکر بودم که دستی دورم حلقه شد... جونگکوک بود
جونگکوک: کی بود بیبی؟
ات: هیچ کس... سرما خوردگیت خوب شد
جونگکوک: به لطف شما بله
ات: من که کاری نکردم
جونگکوک: همون بغلت باعث شد حالم خوب بشه
ات: خوشحالم بهتر شدی..... صورتش رو برد توی گر دنم وبوسه ی عمیقی روی گردنم کاشت
جونگکوک: به حرف دیشبم فکر کردی؟
ات: وای نه الان چی بگم؟ خودمو بزنم به نهفهمی ؟ کدوم حرف؟
جونگکوک: میدونستم داره علکی خودش رو میزنه به اونور برای همین خیلی رک، گفتم: میخوام برای من بیشی و باهم باشیم قبول میکنی
ات: ٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠٠
جونگکوک: مجبور نیستی الان جواب بدی تاشب بهت وقت میدم........
- ۱۹.۶k
- ۲۸ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط