{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی ایزانا

*♤تک پارتی ایزانا♤*
روزی روزگاری بجز مایکی کسی نبود
یروز ایزانا داشت بستنی میخورد
همون موقع یهو خونشون اتیش میگیره
ایزانا سریع از خونه میپره بیرون
بعد یادش میاد عه بستنی شو جا گذاشته
یهو مثل پلنگ میپره تو خونه
بعد میبینه بستنیش اب شده
بعد ناراحت شد
بعد رفت پیش شین گریه کرد
بعد شین به مایکی گفت
برو برا ایزانا بستنی بگیر اینم کارتم*کارتو به مایکی میده*
بعد مایکی برا ایزانا بستنی میگیره
بعد ایزانا میفهمه مایکی بستنی عه رو
خریده بسنتی عه رو پرت میکنه
تو چاه توالت دوباره
میره پیش شین گریه میکنه
یهو ویط گریه کردناش یادش میاد
اما رو تو اون خونه عه جا گذاشته
میره ببینه اما زندست یا نه
وقتی رفت میبینه
اما اون موقع تو پاساژ بوده
بعد میره اون پاساژه رو اتیش میزنه
چرا؟
چون جون اما رو نجات داد
*♧پایان♧*
بد شد؟🎀
فک نکنم خوب شده باشه اولین بارمه🎀
دیدگاه ها (۱)

میخوام یه تک پارتی سم بدم🎀

از مدرسه متنفرم 109🎀

مایکی گفت منظورت چیه تاکه تاکه آهی کشید و گفتاون هم مثل من م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط