{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دبیرستانمخفیمن

#دبیرستان_مخفی_من
پارت10
نامجون: ت.تو چیکار کردی*از دهنش خون میومد*
تهیونگ: کاری که باید پنج سال پیش میکردم *چاقورو از تو قلبش کشید بیرون*
نامجون:*تموم کرد*
تهیونگ:*نامجونو گرفت و برد سمت حیاط مدرسه یه نگاه کرد که ببینه کسی نباشه زیر اون حیات کلی جنازه بود در اصل مدرسه نبود یه قبرستون بود جنازشو برد و انداخت توی چاله و خاکش کرد*
تهیونگ: مامان بالاخره انتقامتو گرفتم
*یهو یک شهاب سنگ توی اسمون رد شد*
تهیونگ چشاش پره اشک شد و میخندید
(ویو لئو)
بعد از اینکه همه رفتن سریع رفتم و اسلحمو برداشتم و راه افتادم یهو یکی جلوم ظاهر شد و کسی نبود بجوز اعضای اون باند سریع یه تیر زدم وسط سرش و به راهم ادامه دادم به دفتر رئیس رسیدمو در زدم ولی کسی جواب نداد رفتم تو و دیدو جنازه رئیس روی زمین افتاده و یه نفر اونجا بود اون کسی نبود بجوز

ادامه دارد...

بنظرتون کیه من حس میکنم یا شوگا باشه یا شایدم جین
دیدگاه ها (۳)

#دبیرستان_مخفی_من پارت11 اون شوگا بود (رئیس باند آمریکا اونا...

#دبیرستان_مخفی_من پارت ۱۲(۶۰ مین بعد) *ویو هانا*وقتی چشامو ب...

#دبیرستان_مخفی_من پارت9که ناگهان پدر ناتنیم اومد (کیم نامجون...

#دبیرستان_مخفی_منپارت8 هانا: صدای چی بود *با صدای ضعیف*کوک: ...

پارت ۱ بینا- یور# پدر* مادر^^بینا دختر روز اول مدرست دیر میش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط