{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دبیرستانمخفیمن

#دبیرستان_مخفی_من
پارت8
هانا: صدای چی بود *با صدای ضعیف*
کوک: نترس زنگ هشداره
ته: اونا اومدن
هانا: چیکار کنیم الان
جیوون: تهیونگ من نمیخوام بمیرم *بغض*
تهیونگ: هیش اروم باش نیم ساعت طول میکشه تا مارو پیدا کنن الان بگید ببینم نقشه چیه
لئو: تهیونگ تو برو کشیک بده و افرادو خبر کن منم میرم دنبال راه خروج و به رئیس خبر میدم کوک و هانا و جیوون شما ها هم برید اسلحه خونه و هرچی تفنگ میبینید بردارید اوکیه؟!
*همه گفتن اره*
لئو: پس سریع بریم
(ویو تهیونگ)
بعد از تموم شدن حرف لئو سریع رفتم دم در تا اونا نیان داخل
با دیسیم به همه افراد گفتم که بیان دبیرستان برای کمک
وقتی صدای اجیر روشن شد بدجوری یاد مرگ لونا افتادم (لونا دوست دختر قبلیش)
یهو یه صدایی اومد ولی او فقط یه پرنده بود وقتی به اسمون نگاه کردم هوا قرمز بود اجیر خطر هی بلند تر و بلند تر میشد.

ادامه دارد...

ببخشید که این پارت کم شد فالو کنید تا فردا ۹ و ۱۰ و ۱۱ هم بزارم🪐
دیدگاه ها (۱)

#دبیرستان_مخفی_من پارت9که ناگهان پدر ناتنیم اومد (کیم نامجون...

#دبیرستان_مخفی_من پارت10نامجون: ت.تو چیکار کردی*از دهنش خون ...

#دبیرستان_مخفی_منپارت ۷شب بود و سکوت سنگین مدرسه هوسون را فر...

#دبیرستان_مخفی_منپارت ۶صبح زود بود و باران هنوز آرام روی پنج...

#دبیرستان_مخفی_منپارت8 هانا: صدای چی بود *با صدای ضعیف*کوک: ...

#دبیرستان_مخفی_منپارت1هانا:هی جیوون دیر میشه پشوجیوون:باشه ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط