{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت۱۶
ات:پسره ی عنتر

هانا:چی به داداشم گفتی عنتر یبار دیگه تکرار کن ببین داداشم چطور حسابتو میرسه

ات:بازم میگم عنتر


هانا:کای حسابشو برس

ات:هیچ کاری نمیتو..هق نمیتونید هقق بکنید


کای:هانا برو بیرون میخوام یکم این کوچولو رو اذیت کنم

هانا:امیدوارم مامان بابا از عروس قشنگشون که آرزوش رو داشتن خوشحال بشن


ویو ات:
کای شلوارش رو کند و (اهم دیگه همون کیییی)لباس زیر های منم در اورد پریود بودم ترسیدم بهش بگم فکر کنه دروغ میگم لج کنه التماس کردم گفت نه نمیشه گفت


کای:اگه میخوای این یوپ سالم بمونه باید بزاری این کار رو انجام بدم

ات:باش هقق فقط به این یوپ کاری نداش..هق نداشته هقق باش هقق


کای :کوچولو نترس این همون کاریه که با این یوپ انجام دادی فقط این دفعه با یه مرد دیگه


ویو این یوپ:رسیدیم جایی که ات بود یعنی خونه ی کای دو هوان نگهبان ها رو کشت و هانا رو با طناب به نرده بستیم رفتم داخل دیدم کای میخواد با ات(اهم اهم)کنه


این یوپ:گمشو کنار مرتیکه عوضی

ات:این یوپ هق هق بزار کارشو بکنه گفت اگه این کار رو بکنه و من باهاش ازدواج کنم هقق تورو ول میکنه کاری باهات نداره

ویو این یوپ:دو هوان از پشت بهم علامت داد من هواست رو پرت میکنم تو دستش رو بگیر ببند

دو هوان:یاااا تو به چه جرعتی میخوای به خواهرم دست بزنی هااااا شیبااال(این همه با زحمت می نویسم لطفا با احساس و ریتم بخونین مثلا شیبال رو با احساس قشنگ محکم بگین شیبااال)

این یوپ:دیگه کارت تمومه گرفتمت

ات:این یوپ هق هق


این یوپ:ات عزیزم نگران نباش الان بازن میکنم این مرتیکه هیچ غلطی نمیتونه بکنه


ویو این یوپ:داشتم طناب رو باز میکردم دیدم ات کلی خونریزی کرده فهمیدم پریود شده کلی بدنش زخمه با خودم گفتم حتما خجالت میکشه بهم بگه پس هیچی نگفتم بلندش کردم گذاشتمش توی ماشین دو هوان هم به روش خودش حساب کای و هانا رو رسید


این یوپ:ات عشقم رسیدیم خونه این پتو رو بگیر بپیچ دور خودت سریع برو داخل توی اتاق من این پایین کار دارم

ات:ب.. با باش
این یوپ:میتونی از پله ها بری بالا

ات:آره مشکلی نیست

این یوپ:اومونی آپوجی یه لحظه بیاین

ب،ات:بله پسرم

این یوپ:...


خماریییی
خیلی خستم خدا وکیلی دیشب تا صبح نخوابیدم باید صبح زود بیدار میشدم برق خونمون اتصالی کرده بود تا صبح یخچال ها وز وز میکردن
دیدگاه ها (۰)

پارت ۱۷این یوپ:آرامش خودتون رو حفظ کنین ببینین کای و هانا رو...

پارت۱۸ات:بابااااا نکن دیگهههب،ات:خب وقت نشد آنروز بریم کفش و...

بیو از خودمآرشیدا ام۱۴ سالمه در واقع دیگه رفتم توی ۱۵ سالمتو...

بچها نمیدونم چرا ولی این چند وقت با اینکه تمام این اوپا های ...

وحشی پارت 23+۱۸تهیونگ: ات پاشو از رو تختات:(گریه) تهیونگ: گر...

پارت ۴ فیک عشق مافیا که یهو ات از کوک تشکر کرد ات : کوک ممنو...

نیمه ی من

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط