آسایشگاه کچلهای دوست داشتنی

🌸آسایشگاه کچل‌های دوست داشتنی 😂

یکی‌شون می‌گفت، در اسارتگاه موصل، با تعدادی از بچه ها که همیشه صف آخر بودیم قرار گذاشتیم با هم سرهایمان را با تیغ بزنیم.

صبح قبل از آمار توی سلول شروع کردیم به تراشیدن سر. به محض شروع کار، یکی دو نفر هم وسوسه شدند و به ما پیوستند و کم‌کم تمام ۱۲۵ نفر هم تصمیم گرفتند و سرها را تراشیدند.
بهرحال هم رعایت بهداشت بود و هم تنوع و هم وحدت.

وقتی سرباز عراقی برای شمارش جلو در ایستاد، نفر اول رد شد و بی توجه از او گذشت، دومی که رد شد کمی تعجب کرد و سومی و چهارمی و... با حیرت نگاه می‌کرد و بلند بلند می‌خندید. بقیه اسرای اردوگاه هم به محض دیدن ما، مرده بودند از خنده و حال و هوایی که اردوگاه را از کسلی و یکدستی خارج کرده بود.

و از آن به بعد شدیم آسایشگاه کچلان.
دیدگاه ها (۰)

شب های لندن...نگاه انگار براشون عادیهحالا همینا به ایران و ع...

به سراغ آخرین قطراتِ خرافاتِماه صفر رفتم که توسط بلاگرهایِفر...

🎥 صادق زیباکلام: رضا پهلوی دست چپش به دست راستش می‌گوید چه خ...

📸 مرگ خاموش جوامع غربی؛ تقریبا هر روز در برلین یک مومیایی کش...

سناریو

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط