{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوست دارم ساعتی با چشم تو خلوت کنم

دوست دارم ساعتی با چشم تو خلوت کنم
در کنارت جا بگیرم با لبت صحبت کنم

محو رویت، روبرویت، دوست دارم، ماه من!
از دل بی‌تاب خود پیش دلت غیبت کنم

چون تو یک دل، یار همدل، کی؟ کجا پیدا شود؟
دوست دارم با دلِ یک رنگ تو بیعت کنم!! قلب من هر لحظه با شوق تو نبضش می¬زند
بی حضور تو چرا با زندگی وصلت کنم؟

بوی اندوه مرا در چشم غمگینم ببین
از من ای آرام جان! هرگز مخواه ترکت کنم

بزم عشقی چیده‌ام در قلب مجروحم، تو را
با تمام عاشقی در بزم خود دعوت کنم

جان من مملو از تکرار یادت دم به دم
این محال است من به دوری از غمت عادت کنم
دیدگاه ها (۱)

بمان با من که من بی تو شبیه برگ پاییزمتو باشی سبز خواهم ماند...

شبی در شب ترین شبها، تو ماهم می شوی آیا؟تو تسلیم تماشای نگاه...

از دست تو امشب شده فکرم متلاشیآرام نگیرم ، مگر از من شده باش...

شده‌ طالب بشوی بوسه ولی او ندهد؟شده صد بار تو خواهش بکنی، رو...

**پارت ۱۴: آنچه پنهان مانده بود**سکوتی عجیب بعد از طوفانِ نب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط