{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با دردِ نبودنش که خو می‌کردم

با دردِ نبودنش که خو می‌کردم
با دیده تر به جاده رو می‌کردم
می‌آمد و خنجری به قلبم می‌زد
می‌رفت و دوباره من رفو می‌کردم.
دیدگاه ها (۳)

درد واقعی رو وقتی فهمیدم که عزیزترین آدم زندگیم...توی عصبانی...

ارباب منPart12لیا:صدایی از پشت سرم امد که برگشتم که با دیدنش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط