{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوستت دارم

دوستت دارم
چو بوی تازه ی نان به وقت افطار
دوستت دارم
چو عطر تند پدربزرگ به وقت نماز
دوستت دارم
چو یاس های ترمه ی بی بی
چو شب بو های باغچه ی حیاط
چو گلبرگ سرخ میان کتاب
دوستت دارم
و هر بار بجای گفتنش؛
بو میکشم
تمام عطرهای جهان را
که از تن ات
بارها جا گذاشته ای
دیدگاه ها (۲)

چه احوال خوبیست مثل پیراهنت اسیر آغوش تو باشم

یک_روز_تو_بر_میگردیو دست روی گونه ام خواهی کشیدروزی که من تم...

چشم‌هایت حرارتِ محض است؛رَبَّنا آتِنا عَذابَ النّار ...!

دست مرا... محکم بگیر و ول نکن...من از بلندی... روزهای بی‌تو ...

قلم به دست تنها نشسته ای در نظرمآری بگذار از تو بنویسماز تو ...

Chapter⁹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط