{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فنجان اضافه ای که روی میز است

فنجان اضافه ای که روی میز است
یخ کرده و از نبودنت لبریز است

من بیشتر از همیشه دلتنگ تو ام
شاید اثر آمدن پاییز است

چون قهوه ی بی شکر، جهانم بی تو
یک تلخی غیر قابل پرهیز است

باید که فقط زنده بمانم بی تو
انگیزه ی این غزل همین یک چیز است

ای کاش ببینم که تو اینجا هستی
و فاصله بینمان فقط یک میز است
دیدگاه ها (۳)

هوای عاشقی ، یارا هوای دیگری داردسکوت چشمهای تو، صدای دیگری ...

لبخند تو در چشم من انگار شراب است...این شاعر عاشق...به همان ...

آرامـشِ تـمـام غـزلها ، مـرا ببخـشرنجانده ام اگرکه دلت را مر...

تمام خاطراتمان را مرور کرده امزیر همه ی اشک هایم خط کشیده ام...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

وقتی تا صبح نقطه نقطه ی بدنتو گاز گرفتم اونوقت میفهمی بچه .....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط