{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی تا صبح نقطه نقطه ی بدنتو گاز گرفتم اونوقت میفهمی بچه

وقتی تا صبح نقطه نقطه ی بدنتو گاز گرفتم اونوقت میفهمی بچه ..


قدم هات رو به سمت کاناپه کنار شومینه برداشتی .. صدای دمپایی های ابری که روی سرامیک های براق خونه کشیده میشد باعث بهم خوردن سکوت حاکم بر فضا میشد …
فنجون داغ حاوی قهوه رو روی میز عسلی رو به روی کاناپه قرار دادی و خودت رو روی کاناپه راحتی رها کردی … یکی از پاهات رو روی دیگری انداختی و کتابی که در دست داشتی رو باز کردی .. صفحه که از قبل علامت گذاری کرده بودی رو اوردی و شروع به خوندن ادامه ی مطلب کتاب کردی ..
در همین حین تکه ای شکلات رو توی دهنت قرار دادی و جرعه ای از قهوت رو نوشیدی …
همینطور که مشغول خوندن کتاب مورد علاقت بودی ، در به ارومی از چهارچوب فاصله گرفت و مردی وارد خونه شد …
هیچ حرکت اضافه ای از خودت نشون ندادی و فقط مشغول خوندن کتاب و نوشیدن جرعه ای دیگر از قهوت بودی ..
مرد هم بی توجه به تویی که داشتی با تنهایی خودت عشق میکردی به اتاق مشترکتون رفت و در رو محکم بست … چند دقیقه ای بیشتر نگذشت که در اتاق باز شد و مرد با موهایی خیس و بدنی نیمه برهنه وارد پذیرایی شد .. به سمت تو قدم بر میداشت تا جایی که دقیقا رو به روت بود ، نگاهی بهت انداخت و فنجون رو از دستت گرفت و تا قطره اخره قهوه رو سر کشید .. تا خواستی جمله معترضانت رو به زبون بیاری مرد شروع به صحبت کرد :

_ قراره تا دیر وقت بیدار باشم پس به انرژی نیاز دارم
+ اونوقت کی گفته باید انرژیتو از قهوه ی من بگیری
_ قهوت بهم انرژی نمیده ، این دیدن توعه که بهم انرژی میده و تنها به بهونه قهوه میتونستم باهات حرف بزنم
+ حرف قشنگی بود ولی حیف که فقط حرف بود ، حالام برو بزار کتابمو بخونم
_ دیگه واقعا نمیتونم ، تحمل اینکه انقدر نسبت بهم بی اهمیتی دیگه غیر ممکنه ..
+ سونگمین بهتره بجای بحث کردن با من بری و موهاتو خشک کنی وگرنه با مریض شدنت همرو بیچاره میکنی
_ اگه با مریض شدن میتونم توجه تورو جلب کنم پس باهاش مشکلی ندارم
+ هعی خدا من از دست این مرد چیکار کنم
_ کار خاصی لازم نیست انجام بدی شما فقط یک بوس مارو مهمون کن بقیش با من

کمی خم شد و لپش رو رو به روی صورتت با فاصله ی کمی قرار داد و منتظر موند ، توهم از فرصت استفاده کردی و گازی محکم از لپ سفید و نرم دوست پسرت گرفتی .. مرد سریعا خودشو عقب کشید و دستش رو روی لپش قرار داد …

_ کخ از خود درخته وقتی تا صبح نقطه نقطه ی بدنتو گاز گرفتم اونوقت میفهمی بچه ..
دیدگاه ها (۱)

بدون مکث ، براید استایل بغلت کرد و به سمت اتاق مشترکتون که ا...

من نقطه ضعفاتو بهتر از هرکسی میدونم گرل .. پس باهام همکاری ک...

نمیخوام کسی رو جز من لمس کنی متوجهی ؟ ( part 2 )

نمیخوام کسی رو جز من لمس کنی متوجهی ؟صدای موسیقی کل فضا رو پ...

جلاد𝑷𝒂𝒓𝒕 𝟎𝟐صبح روز بعد، عمارت مثل همیشه غرق سکوت بود، خدمتکا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط