{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

... لطفأبخون قشنگه……♡♥

... لطفأبخون قشنگه……♡♥
واسه رد شدن از سیم خاردارها نیاز به یه نفر داشتن تا روی سیم خاردارها بخوابه و بقیه از روش رد بشن.
داوطلب زیاد بود ...
قرعه انداختند.
افتاد بنام یه جوون.
همه اعتراض کردند الا یه پیرمرد!
گفت: " چیکار دارید! بنامش افتاده دیگه! "
بچه ها از پیرمرد بدشون اومد.
دوباره قرعه انداختند بازم افتاد بنام همون جوون .
جوون بلافاصله خودش رو به صورت انداخت رو سیم خاردار.
بچه ها با بی میلی و اجبار شروع کردن به رد شدن از روی بدن جوون.
همه رفتن الا پیرمرد.
گفتند: " بیا! "
گفت " نه! شما برید! من باید وایسم بدن پسرم رو ببرم برای مادرش!
مادرش منتظره!
دیدگاه ها (۵)

ﺯﻣﯿﻦ ﻧﻠﺮﺯ........!!!ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﺖ.....!!ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺑﺪﻥ ﺩﺧﺘﺮﺍﻥ ﻫ...

من برعکس خیلی ها: ██████████████████رفــــــتارم تـــــــک ن...

سخته نه؟؟؟.ساعت 01:00 شب وسط کلی لوس بازی های عاشقونههزار مد...

آهـــــــــــــــــــای آقا پسر! رفیق! داداش!این دختری که اس...

ادامش...ایزوکو:اما استاد ایزاوا تمرینات چی کلاسا چی این یک ه...

my Littel boy

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط