{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قانع نیستم به کمت

قانع نیستم به کَمَت!
به دست هایت، به قدم زدن هایمان،
به نگاه کردنت از شوق..
دیگر به کَمَت قانع نمی شوم
به صدا زدنت، به جانم گفتنم
به این معاشقه های عاشق کش!

قانع؟ به بودنت؟ به یکی شدن مان؟
به ما شدن مان هم حتی!
قانع نیستم؛ به این بوسه،
به آن آغوش، به دیدار های هر لحظه ای مان
قانعم نمی کنند این ها
چیزی میخواهم فراتر، زیباتر، با شکوه تر
چیزی میخوام به نام عشق!
تمـــــوم نشه این لحظه های بودنت...
دیدگاه ها (۴)

گاهی اوقات چیزی به اسم اسـتراحت نیاز استیک استراحت طولانی یک...

میدونی چیـه رفیـق؟ من زندگیمو سر یک ایده ی احمقانه باختم اوا...

مثلِ تمامِ بناهایِ فرسوده ی این شهر،هر لحظه آماده‌ی فرو ریخت...

از اینجا که مـــن نشسته امچیزی پیدا نیستجز دوریِ تواز آنجا ک...

خاطرت خیلی عزیز است دیوانه جان🌸💞🌸و من برای دوست داشتنت مگر م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط