{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب است…

شب است…
و شبِ یک پاییز،
آرام و کرخت،
بی صدا، از فراز سرم می‌گذرد…

 

هوا مه آلود است
و ردِ بخار نفس‌هایم در هوا ناپیداست
تنها نشانه‌ام از راه
جدولِ کنار خیابانی‌ست
که پا به پای تنهاییِ من می‌آید…
نه راه پیداست و نه حتی بی‌راهه‌ای
نه عزیزی
نه سلامی
و نه حتی صدایی…

تو هم که نیامدی.
دیدگاه ها (۱)

اﻧﺴﺎن ﮐﻪ ﻏﺮق ﺷﻮد ﻗﻄﻌﺎً می میردﭼﻪ در درﯾﺎ، ﭼﻪ در رؤﯾﺎ، چه در ...

آغوش تو که باشد...خواب دیگر بهانه ای برای خستگی نیست...!و تپ...

↜✔ به " آدمهـــا " دل نـــده ... ؛ ؟؟تو که از " خدایشـــــان...

آدم هاوقتی می آیندموسیقی شان را با خود می آورند..وقتی می رون...

_____پارت ¹⁷ نفرین کوچولو_____آدرنالین در تمام بدنم جریان دا...

پارت ۲ساعت ۵:۴۵ صبح، نورِ سردِ مه‌آلود از پنجره‌ی اتاقِ کوچک...

چندپارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط