{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Under the moonlight

Under the moonlight
p25
بعد دقایقی که بعد ورود عروس داماد ایستادند،با رفتن به جایگاهشان سر جایشان نشستند
هرین در وضعیت خوبی نبود!
یه طرف جونگ هی و یه طرف جونگ کوک.
جونگ هی هم ک مرد هیزی بود سعی داشت هرین رو بیشتر بـ خودش نزدیک تر کنه اما مانعی ب نام اقای جئون نمیزاشت.
دعوایی بی سر و صدای جلب توجه کننده ای بپا بود
+[عجب گیری افتادیم...اخه دختر عروسی اجباری بوددددد؟]

...

صدای موزیک بلند بود و فقط همون سه نفر پشت میز نشسته بودند که البته هرین دنبال راه بود که فقط از اون دونفر دور بشه اما همه راه ها توسط همون دونفر بسته شده.نفسشو با شدت از سینه اش بیرون داد
-مشخصه حوصله نداری
+چرا باید داشته باشم
جئون پوزخند صداداری زد.صدای بلند موزیک،رقص نور های رنگی توی تاریکی،صدای دست و جیغ و مهم تر از همه... جمعیت
چیزی بود که هرین همیشه ازش فراری بود.جمعیت و حالا این موقعیت تو این مکان چیزی بود که هیچ وقت فکرشم نمیکرد!
گارسون جلوی هر نفر یه لیوان ویسکی گذاشت و هرین برای حواس پرتی خودش لیوان رو سر کشید‌
جونگ‌کوک یکم تعجب کرد.ندیده بود هرین اینقدر مشتاق خوردن نوشیدنی باشه
بعد چند دقیقه هرین احساس سر گیجه کرد
+[یا خدا مگه چند درصدی بود؟]
ویسکی ای که خورد درصد همچنین بالایی نداشت اما هرین هم ظرفیت نداشت.به عمرش فقط چند بار خورده بود.دیگه حوصله نداشته‌ش نکشید و صندلی رو با شتاب به عقب هل داد و کیفشو برداشت.داشت می‌رفت که کسی دستشو گرفت.اون مرد هیز بود
جونگ هی:کجا میری؟میخوای منم بیام؟
هرین چیزی به نام" اعصاب " توی اون موقعت معنی‌ش هم نمیدونست!
+دارم از دست تو و این جای نفرین شده فرار میکنم
دستشو محکم از حصار انگشتای جونگ هی ازاد کرد و سریع ار تالار بیرون زد.جونگ‌کوک از رفتار هرین خوشش اومد و دیگه نخواست حرفی بزنه چون جونگ هی بهترین جواب رو گرفته بود.

دوباره به فضای ازاد پناه برد اما با این تفاوت که محوطه باز تالار خلوتِ خلوت نبود و این اذیت‌ش نمیکرد چون جمعیت از ده نفر بیشتر نمیشد
بچه هایی که دنبال هم میدویدن و زوج هایی که به هم ابراز علاقه میکردند و نفراتی که مثل هرین تنها و برای دوری از اون فضای داخل به حیاط امده بودند.اکسیژن تازه ای که درختای تازه شکوفه دار به هوا میدادند و بوی شکوفه هایشان فضا رو در بر گرفته رو وارد ریه هاش کرد و تازگی رو دوباره به رگهایش که درشون دی اکسید کربن بود،برگردوند
هنوز سر گیجه خفیفی داشت.به سمت نیمکت زیر درخت توی اون حیاط رفت و روش نشست.چشماشو بست و سرشو روی پشتی نیمکت گذاشت و به صدا های اطراف گوش کرد
کم‌ کم صدا ها نا واضح تر و کم تر شدن و دیگه کلا صدایی به گوش هرین نرسید.دستاش شُل شدن و گردنش کامل تکیه گاهش پشتی نیمکت قهوه ای رنگ بود


ببخشید دیر گذاشتم
دیدگاه ها (۵)

Under the moonlight p26اروم لای چشماش رو باز کرد.موهای مشکی ...

جونگ‌کوکی من:)احتمال ۹۹ درصد وقتی خدا داشت تورو میکشید منم ا...

Under the moonlight p24+[گاومون زایید]-سلام به همگی...من اوم...

Under the moonlight p23" ¹⁷ فوریه ²⁰²⁸ "لباسشو تن کرد(اسلاید...

black flower(p,335)

P. 17

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط