{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زن در ICU بود

زن در ICU بود.
شوهرش نمیتوانست جلوی اشکهایش را بگیرد. دکتر گفت ما همه تلاشمان را میکنیم اما هیچ چیز رو تضمین نمی کنیم. بدن اون هیچ عکس العملی از خودش نشون نمیده، به نظر میرسه که به کما رفته.
شوهر: دکتر بهتون التماس میکنم که همسرم رو نجات بدین. اون فقط 36 سالشه، خانواده بهش نیاز دارن.
ناگهان معجزه ای رخ داد. دستگاه ECG قلب دیوانه وار شروع به زدن کرد، یکی از دستانش تکان خورد، لبانش شروع به حرکت کرد و ....
او شروع به صحبت کرد : عزیزم من 34 سالمه نه 36 سال.
دیدگاه ها (۱۲)

بیا این اب پرتقال رو بخور!چقد زیر چشمات گود افتاده!الهی بمیر...

همین رو کم داشتیم..اولین "فست دود" ایرانی؟با بسته بندی و پکی...

بععععله....ریل خودشونه دوس دارن اصن...خودش میگیره بغل رد میش...

خاک شدن هیوندای سانتافه توسط اسب ایرانی!اشک شوق میریزد جوان ...

قاتل من🩸🌚(p۶)نفهمید چیشد که چشماش بست شده همینجوری قله خورد ...

«چند پارتی»دکتر مورد علاقه من...^ـ^(پارت:۲)جونگ‌کوک غذاش رو ...

my favorite doctor

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط