{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۱۰

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۱۰


زخمی که بوی درد می‌داد

صدای تقه‌ای به در، فضای سنگین اتاق را شکست. دکتر با چهره‌ای آرام اما جدی وارد شد و مستقیم به سراغ تخت هویون رفت. جیمین، در حالی که هنوز هویون را در آغوش گرفته بود و دختر مانند بچه ای سرش را روی سینه شوهرش گذاشته بود و پیراهنش در مشت اش بود صدا های ضعیفی از گریه شدید از دهنش خارج می‌شد، جیمین با دیدن دکتر مشت زنش را گرفت و از لباسش جدا کرد با دست دیگرش دست بی‌حرکت هویون رو در دست گرفت تا دکتر معاینه را شروع کند.
صدای مهربان دکتر بلند شد : خانم پارک بهوش اومدی از چیزی که فکر میکردم خیلی زودتر بهوش اومدی
جیمین به جایش با لبخندی که فقط امید هویون میشد جواب داد : زن من خیلی قویه از پس همه چی برمیاد
دکتر خنده کوتاهی کرد و گفت : اینکه معلومه هویون جان خیلی زود خوب میشه الآنم مریض نیست فقط خسته ست
جیمین بوسه ای روی موهایش گذاشت : زنه قوی و شجاع منه
دکتر با دستکش‌های پلاستیکی‌اش، مچ دست هویون را گرفت. او با یک پنس کوچک، نوک انگشتان هویون را فشار داد، اما هویون هیچ واکنشی نشان نداد. حتی پلک هم نزد. دکتر کمی مکث کرد، سپس با لحنی که سعی می‌کرد امیدوارکننده باشد، رو به جیمین گفت: فلجِ پنجه دستش ناشی از هیپوترمی شدید و فشار عصبیِ آنی بوده. عصب‌ها وارد یه جور کما شدن تا از آسیب بیشتر جلوگیری کنن. نگران نباشید، با فیزیوتراپی و داروهای مخصوص، خیلی زودتر از چیزی که فکر کنید دوباره می‌تونه انگشت‌هاش رو حرکت بده. ساختار استخوانی و عضلانی سالمه، فقط زمان می‌بره تا خون دوباره به طور کامل توی مویرگ‌های انتهایی جریان پیدا کنه
جیمین خندید و گفت : مگه نگفتم چیز خاصی نیست خیلی زود خوب میشه کوچولوی من حالت خوب میشه ...
هویون هیچ سخنی نگفت حال کلامی هم بر زبان نیاورد دکتر اشاره ای به جیمین کرد تا همراهش بیاید جیمین باهوش خیلی زود متوجه شد
وقتی دکتر از اتاق بیرون رفت، سکوتی مرگبار حاکم شد. هویون به جای خوشحالی، با نگاهی درنده به مچ دستش که حالا دکتر آن را "سالم" نامیده بود، خیره شد. او با صدایی که انگار از ته چاه بیرون می‌آمد، رو به جیمین لب زد : زود خوب میشه؟... دکترها چی می‌فهمن؟ اونا فقط پوست و استخوان رو می‌بینن. جیمین، این دست دیگه اون دستی نیست که باهاش کار می‌کردم. این دست حالا فقط یه تکه سنگه که سنگینیِ یه بدهیِ بزرگ رو دوششه. بدهی‌ای که با تقاص خوب میشه
دیدگاه ها (۳)

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۱۱جیمین با ابهتی که مخصوص خودش بود، ص...

♡ Slave ♡ Season ♡ Part ۲۱۴ناجیِ خشمگینِ منیه سول در انتهای ...

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۰۹او بدون آنکه حرفی بزند، بازوهای قدر...

Slave ♡ Season ♡ Part ۲۰۸⁦................شب سئول ...بیمارست...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط