{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PART

PART✦③✦
_نه گفتم خوبم!(داد)
"نکته: بره بیمارستان ممکنه شک کنن چرا چون کتک کاری شد و تهیونگ ممکنه لو بره"
_خودت... خودت زخمام رو ببند باشه؟
+باشه باشه... بیا بریم اتاق درمان
_(تهیونگ پا شد پاش اسیب دیده بود اما تهیونگ قوی تر از این حرفا بود..این درد هیچ اثری نداشت... حداقل نه بعد از اینکه یکی از پاهاش شکسته بود و تو جنگل داشت میدوید تا پلیس ها نگیرنش... ولی باید جلوی یورا جوری وانمود میکرد که انگار درد داره)
(وقتی رفتن اتاق درمان تهیونگ رو تخت بود و یورا بدن تهیونگ رو پانسمان میکرد که دید چندین تا جا زخم قدیمی و بخیه هست)
+ع... ع.. عزیزم چرا انقدر جای زخم رو بدنته؟
_اینا... اینا جا اسب سواری بود و کلاس های که میرفتم.. خب گاهی پیش میومد(لبخند برای طبیعی جلوه دادن)
+اها..
دیدگاه ها (۲۸)

اسم رمان: رهایم کن! گاهی ادم ها دروغ میگویند... فرق نداره در...

رهایم کن!

دوست پسرم

☆نام رمان؛ دوست پسرم ☆معرفی شخصیت ها _تهیونگ: تهیونگ یه قاتل...

P3

PART✦⑥✦(شب) +مطمئن هستم امشب هم میاد...(داخل دانشگاه موند) +...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط