{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می روم از کویش اما تاب تنهاییم نیست

می روم از کویش اما تاب تنهاییم نیست
گرشکیبایی توای دل,من شکیباییم نیست
چون حبابی دیده بگشودیم ودر دریا شدیم
هرچه هست از اوست,حرفی ازمن وماییم نیست
دیدگاه ها (۱)

دفتر شعرهایم را سفید می گذارم از تو دور بودن نوشتن ندارد … د...

باور کن «عین»و «شین»و «قاف» جدا از هم که باشند هیچ خاصیتی ند...

جایی از خواب هایم با من قرار بگذار....دستم به بیداریت که نمی...

من اینجا…تو انجا… نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند!

آمده‌ام که سر نهم عشق تو را به سر برمور تو بگوییم که نی نی ش...

آدمی هرچه بیشتر می‌فهمد،بیشتر می‌آموزد که برای بزرگ بودن،نیا...

دسـت مـن نـیسـت که مـن ، بی تو هنوز ویرانم ...دست من نیست که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط