{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

می روم از کویش اما تاب تنهاییم نیست

می روم از کویش اما تاب تنهاییم نیست
گرشکیبایی توای دل,من شکیباییم نیست
چون حبابی دیده بگشودیم ودر دریا شدیم
هرچه هست از اوست,حرفی ازمن وماییم نیست
دیدگاه ها (۱)

دفتر شعرهایم را سفید می گذارم از تو دور بودن نوشتن ندارد … د...

باور کن «عین»و «شین»و «قاف» جدا از هم که باشند هیچ خاصیتی ند...

جایی از خواب هایم با من قرار بگذار....دستم به بیداریت که نمی...

من اینجا…تو انجا… نیمکت های دنیا را چه بد چیده اند!

هر که رو انداخت، خاطرجمع زائر می شودقبل زائر کوله بار راه، ح...

نمیتوانم بتوتکیه کنم نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط