{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به چشمانت خیره میشوم

به چشمانت خیره میشوم
برق چشمانت هوش از سرم میبرد
گویی شرابی هفت ساله نوشیده باشم
تو کیستی که اینگونه مرا مست و مدهوش خود کرده ای؟؟
نمیدانم!!
بی گمان تو زاده ی عشقی و من مجنون و شیدای توم.
دیدگاه ها (۱)

باهرکس میشه خندید ولی فقط در آغوش یک نفر میشود گریه کرد ......

ﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣـے ﺭﺳﻴﺪﻡ ﺩﺳﺘﮑﺶ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻴﺐ ﻣـے ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ...

آسمان را مرخص میکنم, دیگر به هوا هم نیازی ندارم , تو خودت ر...

ڪـــــاش صــداے بعضـــے آدمــا رو میــشد بوســـید...! م...

تاج گذاری شیطان.

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط