{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باهرکس میشه خندید

باهرکس میشه خندید
ولی
فقط در آغوش یک نفر میشود گریه کرد
......

دلم لک زده…

برای یک عاشقانه ی آرام

که سرم را بگذاری روی سینه ات

و بگذاری گله کنم

از تمام کابوسهایی

شب های نبودنت
دیدگاه ها (۱)

ﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣـے ﺭﺳﻴﺪﻡ ﺩﺳﺘﮑﺶ ﻫﺎﻳﻢ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺟﻴﺐ ﻣـے ﮔﺬﺍﺷﺘﻢ ﺗﺎ ﺩﺳﺘﺎﻧﺖ...

رسم غریبی بود... هم آغوشیه چشمان من و تو... خواستیم قصه غربت...

به چشمانت خیره میشوم برق چشمانت هوش از سرم میبرد گویی شرابی ...

آسمان را مرخص میکنم, دیگر به هوا هم نیازی ندارم , تو خودت ر...

ات هنوز دست کوک را رها نکرده بود.نسیم آرامی میان درخت‌های با...

پرسه در جنگل... شب...باران هنوز آرام روی شیشه‌های عمارت می‌ب...

ات: چرا اینجوری نگام می‌کنی؟کوک: چون هنوز دارم باور می‌کنم.ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط