{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

داشتم پیاده روی میکردم و از هوا لذت میبردم یه دفه به خود

‏داشتم پیاده روی میکردم و از هوا لذت میبردم یه دفه به خودم اومدم گفتم این قرتی بازیا چیه، زنگ یه خونه رو زدم فرار کردم
:)
دیدگاه ها (۴)

چشمات👀 :)

‏پسرا کلن اینطورین یکی که واسشون میمیره و ول میکنن میرن دنبا...

اون لحظه که داری خودتو تو شیشه ی یه ماشین درست می‌کنی و متو...

زندگیـ مِثلِعـ پانتوُمیمِہ•[🌏 🌸 ]•ْحَرفـ دِلتوُ بِعـ زبوُنـ ...

فیک کوک عشق پایان ناپذیر پارت ۱۰

تقریبا همه پست هام رو حذف کردم چون می‌خوام تمرکزم رو بزارم ر...

دختری که آرزو داشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط