&پارت بعدی&
&پارت بعدی&
گارسون: چی میل دارید
ات : قوه تلخ با چیز کیک
سولی : کارامل ماکیاتو و کیک
گارسون : چشم
سفارشا رسید
گوشیم زنگ خورد ۰۰۰
ات : الو سلام شما
کمپانی : سلام خانم ات شما هستید
ات : اا بله خودم چی شود [ نگرانی ]
کمپانی : شما قبول شدید ما از کمپانی هستیم
ات : وا. واقعا مچکرم خبر دادید
کمپانی : فردا برای کرا بیا کمپانی
ات: چشم
گوشی قطع شود ات لبخند زد
سولی : ات چی شده بچه چرا انگار عروسیته
ات: قبول شدم [ با خوشحالی ]
سولی : واقعا اا خوب راستش منم مدیر برنامیه اکسو شدم [ آروم ]
ات : چییییی [ تعجب و داد ]
سولی : دختر خودم دیروز فهمیدم
ات : غلط کردی به من نگفتی
سولی : ااا خوب بخوریم بریم
ات : ای دقل باز بخوریم
فلش بک / مدت زمانی ساعت ۵:۴۰
ات داشت کمک اوماجو غذا دوست میکرد که
فیلیکس اومد زنگ در خورد
دینگ
ات : اوماجو درو باز کن
اوماجو : چشم
اوماجو درو باز کرد
فیلیکس چون خبر قبولیه ی
اتو از پی دی نیم گرفته بود
کیک و کادو گرفت
فیلیکس به اوجامو علامت نشون داد
و آروم رفت تو اشپز خونه اتو از پشت بقل کرد
بعد اوجامو کیکو آورد و گفت
اوجامو: قبول شودنت مبارک
ات که کادو ها و کیک دید از خوشحالی پرید بغل
فلیکس
انقد محکم بغلش کرد که نزدیک بود بچه بترکه
ات : مرسی فیکسی
فلیکس : کادو رو باز کن
ات : اا چی خریدی
فیلیکس: ببین
ات باز کردو یه ست لباس خوشگل دید و خندید
[ عکس کادو و کیک رو میزارم ]
۱ ساعت بعد
ات حوصلش سر رفت به فلیکس گفت
ات : فیلیکس بریم بار با سولی و هیونجین
فلیکس : اا نمیتونی تو مشروب بخوری بچه
ات : یاااا من دیگه بزرگ شودم [ عصبانیه ی کیوت ]
فلیکس : باشه بریم نکشی منو لباستو بپوش بریم
ات : افرین جوجو
الان لباسمو عوض میکنم بریم
ات زنگ زد به سولی و فلیکس به هیونجین گفت
۴ نفره رفتن
توی بار ۰۰۰۰
تا پارت بعدیی خدا یار یاور شما باشه
خماری بکشید 😅
گارسون: چی میل دارید
ات : قوه تلخ با چیز کیک
سولی : کارامل ماکیاتو و کیک
گارسون : چشم
سفارشا رسید
گوشیم زنگ خورد ۰۰۰
ات : الو سلام شما
کمپانی : سلام خانم ات شما هستید
ات : اا بله خودم چی شود [ نگرانی ]
کمپانی : شما قبول شدید ما از کمپانی هستیم
ات : وا. واقعا مچکرم خبر دادید
کمپانی : فردا برای کرا بیا کمپانی
ات: چشم
گوشی قطع شود ات لبخند زد
سولی : ات چی شده بچه چرا انگار عروسیته
ات: قبول شدم [ با خوشحالی ]
سولی : واقعا اا خوب راستش منم مدیر برنامیه اکسو شدم [ آروم ]
ات : چییییی [ تعجب و داد ]
سولی : دختر خودم دیروز فهمیدم
ات : غلط کردی به من نگفتی
سولی : ااا خوب بخوریم بریم
ات : ای دقل باز بخوریم
فلش بک / مدت زمانی ساعت ۵:۴۰
ات داشت کمک اوماجو غذا دوست میکرد که
فیلیکس اومد زنگ در خورد
دینگ
ات : اوماجو درو باز کن
اوماجو : چشم
اوماجو درو باز کرد
فیلیکس چون خبر قبولیه ی
اتو از پی دی نیم گرفته بود
کیک و کادو گرفت
فیلیکس به اوجامو علامت نشون داد
و آروم رفت تو اشپز خونه اتو از پشت بقل کرد
بعد اوجامو کیکو آورد و گفت
اوجامو: قبول شودنت مبارک
ات که کادو ها و کیک دید از خوشحالی پرید بغل
فلیکس
انقد محکم بغلش کرد که نزدیک بود بچه بترکه
ات : مرسی فیکسی
فلیکس : کادو رو باز کن
ات : اا چی خریدی
فیلیکس: ببین
ات باز کردو یه ست لباس خوشگل دید و خندید
[ عکس کادو و کیک رو میزارم ]
۱ ساعت بعد
ات حوصلش سر رفت به فلیکس گفت
ات : فیلیکس بریم بار با سولی و هیونجین
فلیکس : اا نمیتونی تو مشروب بخوری بچه
ات : یاااا من دیگه بزرگ شودم [ عصبانیه ی کیوت ]
فلیکس : باشه بریم نکشی منو لباستو بپوش بریم
ات : افرین جوجو
الان لباسمو عوض میکنم بریم
ات زنگ زد به سولی و فلیکس به هیونجین گفت
۴ نفره رفتن
توی بار ۰۰۰۰
تا پارت بعدیی خدا یار یاور شما باشه
خماری بکشید 😅
- ۶۰
- ۱۸ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط