{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش میشد خاطرات بدی و که داریم مثل اتیش میسوزندیم می ریخت

کاش میشد خاطرات بدی و که داریم مثل اتیش میسوزندیم می ریختیم روی هم یه کبریت میزدیم و میشستیم ساعتا تماشاشون میکردیم و همون طور که اونا کم کم خاکستر میشدن ما هم سرد و خالی می شدیم
دیدگاه ها (۵)

خدارو شکر ما که ازین دغدغه ها نداریم 😁😁

⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫⚫سالروز وفات حضرت ام البنین مادر بزرگوار حضرت ع...

داریم بر میگردیم به اون قدیما نه آب بود !نه برق! نه گاز !به ...

زتدگی زیباست 😍😍😍❤❤❤❤

سناریو اسلیترین

افسانه‌ی خون و گل قسمت ۱۲: بازی با سایه‌ها بعد از اون شبِ پر...

+why me?-I shouldn't fall in love with you p.96(از زبون ا.ت)...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط