کاش میشد خاطرات بدی و که داریم مثل اتیش میسوزندیم می ریخت
کاش میشد خاطرات بدی و که داریم مثل اتیش میسوزندیم می ریختیم روی هم یه کبریت میزدیم و میشستیم ساعتا تماشاشون میکردیم و همون طور که اونا کم کم خاکستر میشدن ما هم سرد و خالی می شدیم
- ۶.۳k
- ۲۴ دی ۱۳۹۹
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط