آغوش هیچ خیالی

آغوش هیچ خیالی

بوی آشنای بازوانت را نداشت

و نجوای هیچ بارانی

همصدای لب‌های تو نبود

اینک تو را  ...

بی‌خیال و بی‌باران

کجای این شب حسرت

جستجو کنم؟!
دیدگاه ها (۱)

#کاری_کن_ساحل_رویای_رسیدن_به_تو_نباشد_در_دریا_چاره_جز_عاشق_ب...

#سلام_عزیزان_همیشگیه_من_حالتون_چطوره؟؟#صبحتون_بخیر..صبح را ا...

#چنگ_میزنم_به_خیالت!مشتم را که باز میکنم غمگین‌تر می‌شوم...ع...

این روزهاتشنه ی شنیدنم مدام ...!بعضی صدا ها را می شنوم انگار...

...خدایا شکرت؛ برای بارانی که فرستادیبرای این قطره های بهشتی...

آه، باران... تو چه می‌دانی از حال دل من؟ تو که بی‌وقفه می‌با...

‎‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط