{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی

گاهی
هیچ صبحی
به تکرار واژه های لبخند
به نگاه تو
حادثه نمی شود
تو را میان هزار واژه ی تنهایی
شعر می کنم
ردیف به ردیف
در تکرار موسیقیای دل
لبخند را
به ترانه ای موزون می نوازم
این شعر
تو را به عطر واژه های صبح
دچار می کند

#مریم_پورقلی
دیدگاه ها (۱)

یک استکان طراوت گل‌های تازه دمیک لقمه آفتاب سحر ناشتای توهر ...

کاش می دانستیتکرار " تو" برایمچقدر زندگی بخش است...درست مانن...

صبحی کهتو باشی و غزل باشد و آغوشیک صبح پر ازخاطره ونیک سرشت ...

صبح واژه واژه عشق است که از حضور تو وام میگیرد و زندگی امیدی...

صبح که لبخند خورشید از آسمان می‌تابد،نام تو در دلِ سپیدِ نور...

سکوت بی رحم ِ این روز های اندوهگین نفس ِ شعرم را میان انبوهی...

مادرم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط