{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک پرستو آمد و قلب مرا تسخیر رد

یک پرستو آمد و قلب مرا تسخیر ڪرد
حال من با یک صداے ناز او تغییر ڪرد

در هیاهوے قلم دنبال واژه میگشتم ڪه او
یک نظر ڪرد و مسیر عشق را تصویر ڪرد

طبع گرم و شور شعرش آنچنان بر دل نشست
قطب یخبندان ماتم در دلم تبخیر ڪرد

حس ِ خوب ِ بودنش در این غزل
وزن شعرم با اصول قافیه درگیر ڪرد

اے پرستویے ڪه بر بام دلم پر میزنی
عشق آمد با غزل تنهایے ات زنجیر ڪرد.
دیدگاه ها (۱)

به روی سینه ی گرمت بخوابانم و رامم کنبجز عشق خودت هر عشق دیگ...

مرا آرام دوست بدار ..میان نفس کشیدن های مدامت ...میان مرمرین...

تو را داشتن لذتی‌ستڪہ فقط من میدانم و شب و سڪوت و مستے و خوا...

غروبها تیرِ مژگانتدریاچه ی چشمانم را طوفانی می کند وقتی گیسو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط