{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غروبها تیرِ مژگانت

غروبها تیرِ مژگانت
دریاچه ی چشمانم را طوفانی می کند
وقتی گیسوانت
به نگاهِ من زنجیر می شود
و مرا با جان و دل
سیر در آغوش می کشی
دیدگاه ها (۱)

تو را داشتن لذتی‌ستڪہ فقط من میدانم و شب و سڪوت و مستے و خوا...

یک پرستو آمد و قلب مرا تسخیر ڪردحال من با یک صداے ناز او تغی...

‍ ‍ تو راگم کرده امشاید میان انبوهیاز سکوتمیان تمام فصلهای ن...

چشمهایت آخرین کوچه بن بستِ عاشقانه های من استزیبای من نگاهم...

خدایا...سفید مطلق نیستم که مستحق بهشتت باشم؛سیاهِ مطلق هم نی...

آقا جان...ما هنوز منتظریم...🥀با همه‌ی کوتاهی‌هایمان،با همه‌ی...

عاشقانه های شبنم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط