{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با چشای بی فروغ میون راست و دروغ

با چشای بی فروغ میون راست و دروغ

خودمو گم می کنم توی این شهر شلوغ

پچ پچ آدمکا

بس که تو هم می دوه

دیگه فریاد منو

سایه مم نمی شنو

صدای زنجیر تو گوشم می خونه

تو داری از قافله دور می مونی

سرتو خم کن که درا وا می شن

تا بگی نه پشت کنکور می مونی

من می خوام مثل همه

ساده زندگی کنم

چادر موندنمو

هر جا خواستم بزنم

تواین دریا نمی خوام

نهنگ کوری باشم

پشت این درهای قفل

علی کنکوری باشم

صدای زنجیر تو گوشم می خونه

تو داری از قافله دور می مونی

سرتو خم کن که درا وا می شن

تا بگی نه پشت کنکور می مون
دیدگاه ها (۱)

هَـوَلِـتَـم دُخـتَـر>>👧🏻🌶#پارت_36بعد از دوتا مسافر گرفتن پش...

انیمه | i want love you till your dying

وقتی جونگ کوک محافظ شخصیت بود و تنها چیزی که اجازه نداشت، عا...

سفید و سیاه🤍🖤پارت ۱۳ فکر کنم# قسمت ۱۳: «تنها» 🤍🖤**صحنه ۱ - ب...

پارت ۹: پشتِ درِ بستهنامجون با آرامش در رو پشت سرش بست و قفل...

پارت شانزدهم رزا داشت وسایلش رو جمع می‌کرد که ته‌سوک جلوی در...

پارت 5

عاشقانه های شبنم

اعتیاد من بهت.

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط