{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است

اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است!
اکسیر من! نه این که مرا شعرِ تازه نیست
من از تو می نویسم و این کیمیا کم است
سرشارم از خیال ولی این کفاف نیست
در شعرِ من حقیقت یک ماجرا کم است
تا این غزل شبیهِ غزل های من شود
چیزی شبیه عطر حضورِ شما کم است
گاهی تو را کنارِ خود احساس می کنم
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است
خونِ هر آن غزل که نگفتم به پای توست
آیا هنوز آمدنت را بها کم است!
دیدگاه ها (۲)

ﻧﮕﺎﻫﺖ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﭼﯿﺰﯼ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﻧﺪﺍﺷـﺘـﻦ ﻫﺎ ﺟﺪﺍ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ ﺑﺎ ﺗـــﻮ ...

او سفر کرد و کس نمی داند،من در این خاکدان چرا ماندم؟آتشی ، ب...

شده دردی به دلت ریشه کند آب شوی؟همه شب با غم تنهایی خود خواب...

تاجهان باشدنخواهم درجهان هجران عشقعاشقم بر عشق و هرگز نشکنم ...

این‌روزها سخاوتِ باد صبا کم است یعنی خبر ز سوی تو، این‌روزها...

هوا ،،هوای غزل استاز تو با سطر سطر مصارعیاز جنس خواستنتاینجا...

ایران منتمام خشت خشت پیکرت را دوست  می دارم برای از "الف" تا...

> «یه چیزو خوب بفهم؛ من فیک نمی‌نویسم که کسی لایکش کنه، تعری...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

مرا توبی‌سببینیستی.به راستیصِلَتِ کدام #قصیده‌ایای #غزل؟ستار...

نوشتنم نمی آید...درست یادم نیست از کی و با کدام ماجرا نوشتنم...

خسته‌ام خسته، برایم غزلی ناب بخوان!غزلی ناب برای منِ بی‌خواب...

تجرید عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط