بسم الله الرحمن الرحيم
بسم الله الرحمن الرحيم
قسمت اول : قدرت یأس :
قدرت یأس بیش از قدرت امید است. غیرقابل قیاس است. فریب امید را نخور. امید، نسیه است و یأس، نقد. گُلِ امید، پلاستیکی است. تصنعی است. وَعده ای است. هیچ تضمینی بر قطعیت آن نیست. اما گُلِ یأس، چون یاسی خوشبوست. واقعی است. نقد است. قطعیت اش محرز است. کیفیتی است که تو را به خودت می رساند. انسانهای احمق با وعده زنده اند، با امید. زندگی شان همیشه در گرو است.
در گرویِ یک فردای آرمانی. آرمانی که هیچ وقت نیامده است. نمی آید. چه از جنس آمدن نیست. اما یأس، قطع امید کردن از این و آن است. دور انداختن آرمانها و واقعی شدن است. تمام قدرتش در همین است و کم قدرتی نیست. آن زمان که ازهمه چیز وهمه کس مأیوس می شوی، تازه سرپا شده ای.
تازه مرد شده ای. وقتی از همه قطع امید کنی، به چشمۀ خود رسیده ای. وقتی از همه بِبُری تازه خدا را در أعماق درونت خواهی یافت. هزاران سال است که به تو دروغ گفته اند که امید و آرزو خوب است و یأس، بد. فریب ات داده اند تا هیچگاه به چشمۀ خویش واصل نشوی. همیشه چشمت را به دست این و آن، به این چیز و آن چیز دوخته اند، تا به وجودِ خودت نقب نزنی. تو را با امید، شرطی کرده اند. همیشه منتظری که طوری بشود اما هیچوقت هیچطوری نخواهد شد. زیرا بقول قرآن؛ خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنها درونیاتشان را تغییر دهند!
امام علی(ع) می فرماید: الیَأسُ حُرٌّ - یأس، آزادی است. عجب درایتی دارد این امام(ع)! یک حکیم واقعی است! آنگاه که از این و آن مأیوس می شوی، تازه آزاد شده ای. خودت شده ای.
تا بحال ذهنت درگیر این و آن بود، به این و آن امید داشت، اسیر بود. اما این یأس است، آب پاکی را روی دستت می ریزد. تو را به خودت می رساند. عین آزادی و آزادگی است. خود بودن است بی اتکاء به هیچکس. از اول هم کسی نبوده است. ذهنت با وعده های موهوم مست شده بود. یأس، تو را آزاد می کند. امید، تو را به اسارت می برد. من از آن زمان که از همه چیز و همه کس قطع امید کردم، چشمه ام جوشیدن گرفت، اندک اندک مشاهده را آموختم. و می دانم از چه سخن می گویم.
این یأس که می گویم، امری مقدس است. هیچ چیز چون یأس نمی تواند تو را به خودیت ات واصل کند. از یاس نترس. از امید واهی بترس. امید، زندانی است که در و دیوار آن را با کاغذهای رنگی زینت داده اند. فریب نخور. امید از همه بِبُر و به چشمۀ خود بپیوند. یأس به تو می گوید: هان، اکنون خودت شده ای! یکه و تنها! پس بجوش! و این زیباترین و اصیل ترین ندای وجود است که جز خرد مندان کس قدرش را نمی داند.(ادامه دارد...)
قسمت اول : قدرت یأس :
قدرت یأس بیش از قدرت امید است. غیرقابل قیاس است. فریب امید را نخور. امید، نسیه است و یأس، نقد. گُلِ امید، پلاستیکی است. تصنعی است. وَعده ای است. هیچ تضمینی بر قطعیت آن نیست. اما گُلِ یأس، چون یاسی خوشبوست. واقعی است. نقد است. قطعیت اش محرز است. کیفیتی است که تو را به خودت می رساند. انسانهای احمق با وعده زنده اند، با امید. زندگی شان همیشه در گرو است.
در گرویِ یک فردای آرمانی. آرمانی که هیچ وقت نیامده است. نمی آید. چه از جنس آمدن نیست. اما یأس، قطع امید کردن از این و آن است. دور انداختن آرمانها و واقعی شدن است. تمام قدرتش در همین است و کم قدرتی نیست. آن زمان که ازهمه چیز وهمه کس مأیوس می شوی، تازه سرپا شده ای.
تازه مرد شده ای. وقتی از همه قطع امید کنی، به چشمۀ خود رسیده ای. وقتی از همه بِبُری تازه خدا را در أعماق درونت خواهی یافت. هزاران سال است که به تو دروغ گفته اند که امید و آرزو خوب است و یأس، بد. فریب ات داده اند تا هیچگاه به چشمۀ خویش واصل نشوی. همیشه چشمت را به دست این و آن، به این چیز و آن چیز دوخته اند، تا به وجودِ خودت نقب نزنی. تو را با امید، شرطی کرده اند. همیشه منتظری که طوری بشود اما هیچوقت هیچطوری نخواهد شد. زیرا بقول قرآن؛ خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنها درونیاتشان را تغییر دهند!
امام علی(ع) می فرماید: الیَأسُ حُرٌّ - یأس، آزادی است. عجب درایتی دارد این امام(ع)! یک حکیم واقعی است! آنگاه که از این و آن مأیوس می شوی، تازه آزاد شده ای. خودت شده ای.
تا بحال ذهنت درگیر این و آن بود، به این و آن امید داشت، اسیر بود. اما این یأس است، آب پاکی را روی دستت می ریزد. تو را به خودت می رساند. عین آزادی و آزادگی است. خود بودن است بی اتکاء به هیچکس. از اول هم کسی نبوده است. ذهنت با وعده های موهوم مست شده بود. یأس، تو را آزاد می کند. امید، تو را به اسارت می برد. من از آن زمان که از همه چیز و همه کس قطع امید کردم، چشمه ام جوشیدن گرفت، اندک اندک مشاهده را آموختم. و می دانم از چه سخن می گویم.
این یأس که می گویم، امری مقدس است. هیچ چیز چون یأس نمی تواند تو را به خودیت ات واصل کند. از یاس نترس. از امید واهی بترس. امید، زندانی است که در و دیوار آن را با کاغذهای رنگی زینت داده اند. فریب نخور. امید از همه بِبُر و به چشمۀ خود بپیوند. یأس به تو می گوید: هان، اکنون خودت شده ای! یکه و تنها! پس بجوش! و این زیباترین و اصیل ترین ندای وجود است که جز خرد مندان کس قدرش را نمی داند.(ادامه دارد...)
- ۲.۴k
- ۲۷ بهمن ۱۴۰۲
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط