{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تنهایم

تنهایم
بی اندازه تنها
و هر شب
مردی بیقرار
در من
تمام پیاده روهای دنیا را
قدم میزند
اما
آرام نمیشود...!

«مهدی حاتمی»
دیدگاه ها (۳)

ساعت همیشه به وقت تنهاییکُند نمیگذرد..گاهیبه وقت ِ انتظار جا...

دستم رابه سراسر شب کشیدم ؛زمزمهٔ نیایشدر بیداری انگشتانم ترو...

به خود پناهم دهکه در پناه تو آواز رازها جاری‌ستو در کنار تو ...

من کمی گیج، کمی مات، کمی مبهوتم!زنده‌ای مُرده در این خالیِ پ...

زخم فراموشی

پارت ۹۷ | «صبر می‌کنم...»شب اعتراف...هنوز تمام نشده بود.نسیم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط