سناریو

سناریو:
وقتی سرما خوردی و بهشون چیزی نمیگی و وقتی میان خونه میبینن تب داری و وقتی بیدار میشی میبینی تو بیمارستانی

نامجون: خیلی ترسید وقتی دید اونجوری تب کردی و به شدت از دستت عصبانی بود که چرا بهش چیزی نگفتی

جین: یااااا تو چرا هیچی بهم نگفتی اگر نرسیده بودم خونه معلوم نبود چه اتفاقی برات میوفتاد (اخم)

یونگی: خوب پیشی کوچولو چرا بهم نگفتی منتظر یه جواب منطقی هستم( اعصبانی به شدت)

جیهوپ: ا/ت اگر یکبار دیگه حالت بد بود چیزی بهم نگفتی تنبیه سختی در انتظار داری( به شدت اعصبانی)

جیمین: موچی میدونی چقدر ترسیدم وقتی دیدم داری تو تب میسوزی؟ باید بهم میگفتی حالت بده

تهیونگ: همین که بیدار شدی محکم بغلت کرد و گفت: نمیدونی چقدر ترسیده بودم اتفاقی برات افتاده باشه چرا مراقب نیستی؟

کوک: وقتی بیدار شدی کلی از دستت اعصبانی بود و وقتی رسیدین خونه اولش کلی باهات دعوا کرد که چرا بهش نگفتی ولی اخرش از سر نگرانی محکم بغلت کرد

امیدوارم دوسش داشته باشید 🤍
(لایک یادتون نره)
دیدگاه ها (۱)

فیک کوک:لی یان:دیگه واقعا خسته شده بودم از همه چی من رو به خ...

پارت۲ جانگ شین: چیشده دختر کوچولو؟ چشمات بارونیهلی یان: چیزی...

پارت ۷ لیانا: باشه قول میدم دیگه تکرار نشهتهیونگ: دفعه ی قبل...

پارت ۶لیانا: نمیدونم یهو سرم گیج رفت و دیگه هیچی نفهمیدمنامج...

سناریووقتی مشکل قلبی داری و اونا نمیدونن ❤️‍🩹نامجون: ( داشتی...

bad loveکه ا.ت تو ماشین خوابش برد و جیمین خودش ا.ت رو تو خون...

ریکشنشون وقتی دیروقت میان خونه نیستی بعد که میای دعوات میکنن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط