{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بی قرارت می کند، صدها چرای لعنتی

بی قرارت می کند، صدها چرای لعنتی
کی به پایان میرسد این ماجرای لعنتی؟

لب به لب سیگار تا بیت الغزل سوزان شود
کی صدایم میکنی؟پس کی؟ صدای لعنتی

دل بریدن در میان بهت و گریه ساده نیست
بوی رفتن می دهد این لحظه های لعنتی

فرض کن! تنهایی ات را با خودت قسمت کنی
فرض کن! تنها شوی در یک هوای لعنتی

پشت هم سیگار و هر روزت، تماماً الکلی
بی خیالت می شود، حتی دعای لعنتی

من زمستان زاده ام از سوز میترسانی ام!؟
من زمستانم، بیا بر من، بلای لعنتی

سعی کردم تا شبی از زندگی هم کم شوم
کارد از بس میرسد هرشب به جای.. لعنتی

با دو زانوی در آغوشم خیالت میکنم
بغض غوغا میکند، این آشنای لعنتی

؟؟؟؟
دیدگاه ها (۲)

آواره شدی خانه ی قلبم شده جایتانداخته ام چشم سیه زیردوپایتنق...

باز در چهره خاموش خیال خنده زد چشم گناه آموزت باز من ماندم...

عشق یعنی بوسه های دزدکی در کوچه هاپایِ کوه و دست های قرمز از...

موافقی که دو تایی کمی قدم بزنیم ؟و یک گریز به دنیا بدون غم ب...

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط