{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنکه به گاه یلدا بنشسته با نگارش

‍ ‍ آنکه به گاهِ یلدا، بنشسته با نگارش
دلچسب و پُر ز مهرست،دیماهِ چون بهارش
ماییم و دردِ بسیار،ماییم و چشمِ خونبار
ماییم و حاجتِ یار، "خواجه" تو خود برآرش!
دیوانه همچو "قیسیم"، ممنوعه همچو "ویسیم"
اصلا خودِ "اویسیم"، با عشقِ بیشمارش
ای قاصدِ زمستان،رو کن بسوی جانان
او را دمی بخندان،تا بشکفد انارش
هر کس به لطفِ یاری،در گوشه ی دیاری
دارد چنین اناری، خوش باد روزگارش
دیدگاه ها (۳)

بعد از توآن خیاباننیایشگاه رازهای تنهائیوتضرعهای عاشقانه من ...

گذشت هرچه که بود و تو رفته ای اماگذاشت تا به ابد از غمت نشان...

پیله ام تنهایی استدل من پر درد استشب یلدا شد و دلاز همه د...

رسم تو چنین استمی آیی و گرفتار میکنی دل راو چنان آسمان را در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط