{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح دیدم که گزیدی لب خود را از غم

صبح دیدم که گزیدی لب خود را از غم ...
گفتنی نیست... ولی حق مرا می خوردی!

#سجاد_شهیدی
دیدگاه ها (۳)

در خانه ای که آدم ها یکدیگر را دوست ندارند، بچّه ها نمی توان...

آخ که دیدن دارد ناز کردنت در شب عروسیجای ما در لباس داماد "خ...

اشکالی در کار جهان هست که گریه رفع اش نمی کند

عاشق شده ام بر توتدبیر چه فرمایی؟از راه صلاح آیم؟یا از در رس...

تو مرا می یابی، در کنار برکه ای، خاموشنشسته بر خاکم، آکنده ا...

اشک در چشمان من طوفان غم دارد به دلخنده بر لب می زنم تا کس ن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط