{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زنگ زدم ب یکی ازرفیقام؛گفتم 400 هزارتومن پول میخام داری ب

زنگ زدم ب یکی ازرفیقام؛گفتم 400 هزارتومن پول میخام داری بهم بدی گفت:شب بیاقهوه خونه بگیر

شب زنگ زدم بهش دیدم گوشیش خاموشه رفتم قهوه خونه دیدم نشسته بهش گفتم: نمیخای پول بدی چراگوشیتوخاموش میکنی

گفت گوشیموفروختم پول برات جورکردم

میزنیم سلامتی رفیقای بامرام
دیدگاه ها (۵)

Pat:5اسم: عاشق چشماش شدمجونگکوک. جواب دادم و سریع گفت زنتو گ...

بعد از اینکه بچه تخم گذاشت یهو حالش بد شد خلاصه من نتونستم ب...

پارت پانزدهم

𝐸𝓃𝒹𝓁𝑒𝓈𝓈 𝑜𝓃 𝓈𝓉𝒶𝑔𝑒|𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁴روی مبل لم داد و کنترل رو برداشت و «T...

"forgive me"single part. kim taehuong. ویو ات : چند وقتی بود...

رمان

part 14یه ماشین گرفتم و رفتم سمت خونه رسیدم مستقیم رفتم تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط