{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشم چرخاندم نگاهم در نگاهش گیر کرد

چشم چرخاندم نگاهم در نگاهش گیر کرد
من تقلا کردم اما او مرا تسخیر کرد

یک کلام ای کاش می شد بین ما رد و بدل
بی وکیل و بی مدافع پای دل زنجیر کرد

هر تلاشی پوچ و پوشالیست وقتی ناگهان
آس دل را حکم لازم حاکم تقدیر کرد

یک نفر ای کاش می شد می نشست و می شنید
تا بگویم چشم آهویش چه با این شیر کرد

مطمئنم آسمان هم وام دار چشم اوست
موج را باید که با گیسوی او تفسیر کرد

چوبه ی دار سکوتم را به پا کردم،بس است
بیش از این دیگر نباید دست دست و دیر کرد

من فقط مشکوک اینم او هم آیا مثل من
چشم چرخاند و نگاهش در نگاهم گیر کرد؟
دیدگاه ها (۴)

خلوتم را نشکنشاید این خلوت من کوچ کندبه شب پروانهبه صدای نفس...

دست من نیست اگر دل نگرانم، چه کنم!می روی، باز همانم که هما...

نازنیـــــن چشــم تمنــای مــــرا یـــادت هست؟روز تشیــــیع ...

بستن زلف رها سنگدلی می‌خواهددل شکستن همه‌جا سنگدلی می‌خواهد ...

راستی دیشب دوباره مست و تنها بی قرارسر درآوردم از آن کوچه از...

P53تو ماشین بودیم و یونگی پریشان داشت رانندگی میکردبچه کمی د...

black flower(p,328)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط