{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شعور یک گیاه وسط زمستان از تابستان گذشته

شعور یک گیاه وسط زمستان از تابستان گذشته
نمی‌آید! از بهاری می‌آید که فرا می‌رسد
گیاه به‌روزهایی که رفته نمی‌اندیشد به آن‌‌روزها
که می‌آیند می‌اندیشد اگر گیاهان یقین دارند که
بهار می‌آید «پس چرا ما انسان‌ها...؟»
دیدگاه ها (۱)

مَن دِلَم پیشِ ڪسی نیستخیالَت راحَتمَنَم و یڪ دلِ دیوانھ یخا...

چشم مست یارِ من ...میخانه می‌ریزد بهم ...

و تو را باید که با تمام "حرف‌هایی‌که" درچشمانت موج می‌زند با...

لابه‌لای علاقه یکدیگر "زندگی کنید"و بهخود آویزش کنید! شب‌ها ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

پریسا با اصرار مرا به اپارتمانشان دعوت کرد نپذیرفتم گفت اگر ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط