ازدواج به اجبار)))
ازدواج به اجبار)))
پارت ۴.......
ویو خونه ی خانواده ی هوانگ:::
مادر هیونجین:خیلی خوش اومدین.
مادرا.ت:متشکرم.
مادر هیونجین: عروسی رو انداختیم ۲ هفتهی دیگه..به نظرتون مناسبه.
مادرا.ت:هرچه زودتر...فستیوالم خیلی نزدیکه متوجه اید؟
مادر هیونجین:بله...درسته
ویو هیونجین:من به ا.ت علاقه دارم ولی نه به عنوان همسرم.
ویو ا.ت:هیونجین واقعا خوشگل و خوش تیپه ولی من بهش علاقه ای ندارم...من میخواستم با یکی دیگه ازدواج کنم اما خانواده ام مخالفت کردن.
ادامه پارت بعددد
#mahoor
پارت ۴.......
ویو خونه ی خانواده ی هوانگ:::
مادر هیونجین:خیلی خوش اومدین.
مادرا.ت:متشکرم.
مادر هیونجین: عروسی رو انداختیم ۲ هفتهی دیگه..به نظرتون مناسبه.
مادرا.ت:هرچه زودتر...فستیوالم خیلی نزدیکه متوجه اید؟
مادر هیونجین:بله...درسته
ویو هیونجین:من به ا.ت علاقه دارم ولی نه به عنوان همسرم.
ویو ا.ت:هیونجین واقعا خوشگل و خوش تیپه ولی من بهش علاقه ای ندارم...من میخواستم با یکی دیگه ازدواج کنم اما خانواده ام مخالفت کردن.
ادامه پارت بعددد
#mahoor
- ۱۰۹
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط