{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دفتری بود که گاهی من و تو,

دفتری بود که گاهی من و تو,
می نوشتیم در آن....
از غم و شادی و رویاهامان,
از گلایه هایی که ز دنیا داشتیم....
من نوشتم از تو:
که اگر با تو قرارم باشد....
تا ابد خواب به چشم من بی خواب نخواهد آمد....
که اگر دل به دلم بسپاری,
و اگر همسفر من گردی.....
من تو را خواهم برد تا فراسوی خیال...
تا بدانجا که تو باشی و من و عشق و خدا....!!!
تو نوشتی از من:
من که تنها بودم با تو شاعر گشتم....
با تو گریه کردم....
با تو خندیدم و رفتم تا عشق....
نازنیم ای یار...
من نوشتم هر بار....
با تو خوشبخترین انسانم....
ولی افسوس....
مدتی هست که دیگر نه قلم دست تو مانده است و نه من....!!!
دیدگاه ها (۸)

دیرگاهیست سوالی دارم و معما این است... سهم آزادی پروانه کج...

دوست مجازی من..... چند وقت است برایت مینویسم, و تو میخوانی....

سیگار می کشم ، که منت نامرد نکشم... سیگارم میکشم ، کــه از...

زير گنبد كبود, جز من و خدا‏ كسي نبود.... روزگار روبه راه بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط