{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ما گفتند باید بازی کنید.

به ما گفتند باید بازی کنید.
گفتیم با کی؟ گفتند با دنیا.
تا خواستیم بپرسیم بازی چی ؟
سوت اغاز بازی رو زدن, فقط فهمیدم خدا تو تیم ماست.
بازی شروع شد و دنیا پشت سر هم به ما گل میزد ولی نمیدونم چرا هر وقت به نتیجه نگاه میکردم, امتیازها برابر بود.
تو همین فکر بودم که خدا زد به پشتم, خندید و گفت:
نگران نباش تو وقت اضافه میبریم حالا بازی کن! گفتم اخه چطوری ؟
بازم خندید و گفت: خیلی ساده فقط پاس بده به من, باقیش با من. ...
پس الهی به امید تو
دیدگاه ها (۴)

قیصر امین پور چه زیبا گفت :مگر ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺗﺨﺮﯾﺐ ﺭﻭﺡ ﻭ ﻗﻠﺐ ﻭ ...

زیاد نخند قلبت می گیره

ﯾﻜﻲ ﺍﺯ ﺗﻔﺮﯾﺤﺎﺕ ﻧﺎﺳﺎﻟﻤﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﻡ ﺍﯾﻨﻪ ﮐﻪ :..........ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﻣﯿﺮ...

وقت طلاست حدرش نده چون دیگه بر نمی گرده

نام: قرارداد نفرتPart:¹³چند دقیقه بعد...در اتاق آرام باز شد....

فیک عشق دو مافیا پارت ۲۱

حقیقت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط