{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیش عز حد دلتنگش میشدم

بیش عز حد دلتنگش میشدم
بیش عز حد" بودم"
بیش عز حد فرصتش دادم
بیش عز حد برایش وقت داشتم
برای همین رفت...
درست است ک نابودم کرد,
اما بگذار ب همع بگوید:
"بیش عز حد خوب بود، دلم را زد.."
دیدگاه ها (۱)

عزین نارحت نیستم ک اونی ک باید میشد؛نشد..عز این ناراحتم:چرا ...

یک جایی باید دست عز گذشتع بکشی..آمد,بود,خندید,رفت..را عز حاف...

برای ماندنش حاضر بودم خودم را عز هر بلندای بیندازم!خودم را پ...

ب چشمِ منک اگر زندع امب خاطر توست..تمام اهل جهان مردع اند ال...

اغوشی کبرای تومینویسم همین جابماند.شاید کسی روزی برایت بخوان...

رمان اجبار تا عشق

نومیدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط