{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

برای ماندنش حاضر بودم خودم را عز هر بلندای بیندازم

برای ماندنش حاضر بودم خودم را عز هر بلندای بیندازم!
خودم را پرت کنم جلوی ماشینی،خود کشی کنم!
قرص مصرف کنم،یا اینکع تا آخرین نفسم روی شیشع ها برقصم!
یا اینکع هر چیز دیگری ک بتواند جلوی رفتنش را بگیرد..
اما او انگار ن انگار بی تفاوت بود حالم را نمیدید...!
شرط میبندم..
حاضر بود،حتی عز روی جنازع ام هم رد شود
برای او مهم نبود،بودن یا نبودنم
عزمش را جزم کردع بود،دلش با رفتن بود
در آخر هم ک رفت،رفت و رد شد..
عز روی جنازع ی تمام خاطراتمان
آدم ها حتی ارزش کم شدن یک تار مو عز سر شما را هم ندارند!
آدمی ک رفتنی باشد میرود،حالا شما هر بلایی ک میخواهید سر خودتان بیاورید...
دیدگاه ها (۵)

بیش عز حد دلتنگش میشدمبیش عز حد" بودم"بیش عز حد فرصتش دادمبی...

عزین نارحت نیستم ک اونی ک باید میشد؛نشد..عز این ناراحتم:چرا ...

ب چشمِ منک اگر زندع امب خاطر توست..تمام اهل جهان مردع اند ال...

من انقد بدبختم ک آلزایمرم بگیرم همع چیو یادم میرع جز تُ:/!

╭────────╮ ‌ ‌ 𝐰𝐞𝐚𝐤 𝐩𝐨𝐢𝐧𝐭 ╰────────╯نقطــه‌ضـعـف¹⁷سا...

چندشاتی جونگکوک(پارت۴)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط