{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

: ( بی تو مهتاب شبی ) کوچه مرا آه کشید

: ( بی تو مهتاب شبی ) کوچه مرا آه کشید
روی دیواره ی دل عکس تو را ماه کشید

شانه بر شانه ی تو برد مرا سمت غزل
کوچه تا آخر شب در غزلم آه کشید

کوچه که سنگ صبور دل نا سور من است
ماه من، ناز تو را در دل این چاه کشید

قصه ی مهر ووفا گفتم و گفتی که نگو:
دست تقدیر مرا تا تو به اکراه کشید

دور از زخم خزان باد گل با نمکم
رفت و کبریت در انبار پر از کاه کشید

خاطرم بارور از عشق سترون شده است
بی سبب نیست تو را این همه دلخواه کشید
دیدگاه ها (۴)

ساز دل گفت که تو زمزمه ی ناب منیصدف قعر دلی،گوهر جذاب منیشیو...

از پیش من هرگز نرو، من بی تو تنها میشومبا حرف هر بیگانه ای، ...

میان تمام نداشتن ها دوستت دارمشانس دیدنت را هرروز ندارم، ولی...

:با من بمان تا در کنارت جان بگیرمدر سینه ی طوفانیت سامان بگی...

پارت ۳۰کاگویا در دکه را خیلی عادی باز کرد، ایندرا گونی بچه ک...

پارت ۱۳صبح مادارا داشت موتورش را برای مسابقه تمیز میکرد. هر ...

پارت ۱۷(خب دیگه خیلی خندیدیم میخوام بزنم داستانو از ریشه بپو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط