پرسه در میامی 🏖️

پرسه در میامی 🏖️
فراموشی آغاز شد و امروز که هوا بسیار خوب است ، می‌توان اینجا آرام گرفت ، زخم ها را فراموش کرد و به بدترین چیز رسید که آن ، اندیشیدن به اوست .
نخل ها اگر به زیبایی تکان می‌خورند ، موج ها اگر آرام اند ، دریا اگر به رنگ صورتی آرام بخشی در آمده ، مردمِ اطرافِ ساحل اگر عمیقاً شاد هستند ، کاش اگر وجودم در آرامش است ،  حتی لحظه ای خیانت نکند ، تا مرا رها کرده و دست او را بگیرد .
دلم میخواهد پس از این دردِ وحشی ، این زخم هایی که باور داشتم هرگز و هرگز و هرگز خوب نخواهند شد ، حال که لحظه ای خودم نیز با افتخار خود را تیمار کرده ام ، هیچ بادی از سرزمین او نیاید !
آن این است که میتوانم به هرچیزی عشق بورزم ، جز او ، زیرا هر عشقی از طرف من ، که به سمت او برود ،
چیزی جز نفرت نیست .
دیدگاه ها (۲)

....پارت یازدهم.....

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

𝑺𝑪𝑬𝑵𝑻𝑬𝑫 𝑫𝑬𝑺𝑻𝑰𝑵𝑰𝑬𝑺پارت ۳۴ بعد از مسابقه، همه برای برگشتن به م...

The Boy Who Stole Me From DeathPart 3 رزا چند لحظه فقط به نا...

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝓬𝓮’𝓼 𝓒𝓱𝓸𝓲𝓬𝓮Part 13ویولت با شنیدن حرف هوسوک چند لحظه ...

Crimson Vow🍷❤️‍🔥/قسم خونینPART: oneهمه چیز از ان شب خفناک شر...

#عشق_ممنوعه‌_شب پارت پنجم | بوی آشنا صبح، عمارت بیش از همیشه...

LESSON

پارت ششم — دوبارهچند روز گذشت.یورا کم‌کم به بازار و کوچه‌های...

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_44فصل نوزدهم | ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط