{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک زلزله در چشم و

یک زلزله در چشم و
یکی روی لبانت

پس لرزه هم آن قوس
دو ابروی کمانت

طوفان شود آن لحظه
که گیسو بتکانی

زنبور عسل
حلقه زده دور دهانت
دیدگاه ها (۳)

نگارا عید قربان است قربانت شوم یا نه ؟نگفتی یک دمی آیا که مه...

لری زیبل

اے ڪاش شبیهخاطره هایت بودی،باوفا و ماندگارو یاڪاش خاطره هایت...

نژاد کیمری ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هابا نگرش به این چیستان که گاهی تورانی...

عاشقانه ای در دهه ۵۰ پارت ۹ویو راوی تهیونگ میخواست چیزی بگه ...

بوسه ام داغ است و بی پروا، کجا بگذارمش؟روی لبها یا که بازو ه...

آزادترین تقدیر

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط