{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درخت سر کوچه عاشق بود

درخت سر کوچه عاشق بود
این را از همان روز اول که بهار را دید فهمیدم

همان وقت ها که زیر باران بهاری خیس میشد و میخندید و نو میشد

همان روزها که لباس سبز گلدار میپوشید تا در چشم بهار جلوه کند

بهار که رفت درخت منتظر ماند

هرروز میدیدمش که چشم به راه است اما بهار...

درختمان کم کم رنگ و رویش زرد شد، برگ هایش در باد رقصید و آخرین تلاشش را کرد اما بهار نیامد که نیامد

درخت مریض شد

سردش شد

لرزید

خشک شد

بهار نیامد

امروز دیدم درخت سرکوچه دوباره شکوفه زده و لبخند میزند

گمانم بهار هم عاشق شده، دلتنگ شده و امسال زودتر از همیشه برگشته تا به دیدار درخت بیاید

خوش به حال درخت

بهترین هدیه عید را گرفت

خود بهار ...
دیدگاه ها (۲۱)

94/12/23

94/12/23

سر اومد زمستون شکفته بهارونگل سرخ خورشید باز اومدو شب شد گری...

بهار بهار باز اومده دوبارهباز تموم دلها چه بیقرارهاما برای م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط